::::::تو قلب منی:::::::
وهههههههه چه زیباست باران...... ( )

من در هواي آفتابي
باران را دوست دارم
و در هواي باراني
آفتاب را
روح من با ديدن زيباييت
متلاطم شد
و آسمان را
آفتابي بارانی دید![]()
نوشته شده توسط
الهه در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت
19:50
ترس از رنج ( )
قلب من از رنج می ترسد!
· به قلبت بگو:ترس از رنج از خود رنج بدتر است.
· واین که هیچ قلبی تا زمانی که در جست وجوی رویاهایش باشد هرگز نا امید نمی شود!
چون هر لحظه ی جست وجو لحظه ی ملاقات با خداوند است
نوشته شده توسط
رویا در
یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت
14:42
آخه توبهونه منی... ( )
آنقدر شکسته ام
که دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارم![]()
سکوتم با تو حرف میزند![]()
صدای فریادم را در سکوتم میشنوی؟![]()
نه گله نه شکایتی نه رنجشی![]()
چقدر بی معنی اند نگاه های منتظرم پشت پنجره ![]()
نه کینه نه بغضی نه اشکی![]()
فقط صدای هق هق چشمانم در کویر تنهایی ها
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برای گلم دیه خودش میدونه![]()
![]()
نوشته شده توسط
الهه در
شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت
9:27
& ( )
عشق يعني غصه و دلواپسي
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني بي کسي در بي کسي ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني از بدي عاري شدن ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اشک از چشم دلت جاري شدن ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني روزو شب در جستجو ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني با مرادت گفتگو ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني نفس خود را هي کني ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راه دشوار جنون را طي کني ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني سر فداي راه دوست ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني هر چه داري مال اوست ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

نوشته شده توسط
علی در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 ساعت
14:32
خواب ( )
با یاد تو می خوابم
در خواب تو را بینم
بیدار که می گردم،
یاد تو می افتم ...![]()
نوشته شده توسط
رویا در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت
0:9
نگاه ( )
از گل پرسيدم : عشق چيست؟گفت : از من خوشبوتر است...
از پروانه پرسيدم : عشق چيست؟ گفت : از من زيباتر است...
از شمع پرسيدم : عشق چيست؟ گفت از من نوراني تر است...
ازعشق پرسيدم : آخه تو كي هستي؟ گفت : نگاهي بيش نيستم
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط
رویا در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت
0:8
& دوست داشتن ( )
سلام واقعا راست میکی:وقتي كه رفت فهميدم دوست داشتن دل مي خواد نه دليل!
اگر انچه را دارم به فقرا ببخشم و جسم خود را نيز تسليم زبانه هاي اتش كنم
بي وجود عشق حاصلي نخواهد داشت
----------------------------
شايد بزرگترين مشكل ما ادمها همينه
وقتي كه هست درك باورش نمي كنيم
وقتي كه ميره بهش ايمان مياريم
ولي دلهراس نباش كه عشق حس مي شه حتي اگر ظا هرا از هم دور ياشيد
نوشته شده توسط
علی در
جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت
11:25
زندگی.... ( )

زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن وپژمردن نیست.
نوشته شده توسط
الهه در
پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت
11:12
عاشق تنها ( )
تنهایی
سکوت
غم
دلواپسی
دلتنگی
فوران این واژه ها در روح و قلبم تا کی؟
نوشته شده توسط
رویا در
دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت
17:11
مرگ ( )
بگوييد بر گورم بنويسند زندگي را دوست داشت
ولي آنرا نشناخت
مهربان بود ولي مهر نورزيد
طبيعت را دوست داشت ولي از آن لذت نبرد
در آبگير قلبش جنب و جوش بود ولي کسي بدان راه نيافت
در زندگي احساس تنهايي مي نمود ولي هرگز دل به کسي نداد
وخلاصه بنويسيد
زنده بودن را براي زندگي دوست داشت
نه زندگي را براي زنده بودن
نوشته شده توسط
رویا در
دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت
17:9
پس از رفتنت....... ( )
پس از رفتنت آرزوهایم را دفن خواهم کرد
دفتر خاطراتم را به آب خواهم انداخت 
قاب عکس اتاقم را به پستوی زمان خواهم سپرد
نبودنت را باور خواهم کرد و ...
اجازه ورود هیچ نگاهی را به رویاهایم نخواهم داد
اما کاش قبل از رفتنت به گنجشکهای باغ بسپاری که....
برق عشق را در چشمانشان نگاه دارند
شاید رفتنت را برگشتی دوباره باشد
نوشته شده توسط
علی در
دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت
13:24
تولدت مبارک ( )
علی جان تولدت مبارک![]()
تولد من ۳/۱/۱۳۷۰ است یه سبد بوسه برای تو ![]()
نوشته شده توسط
رویا در
دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت
12:14
( )

یک روز از تولدم
یعنی۳/۳/۸۶ گذشت
من علی صادقی هستم
کاشکی به دنیا نمی اومدم
آخه من طاقت این همه درد ندارم
حال باید دردها را تحمل کنم
چاره ای نیست
ولی ای کاش به دنیا نمی آمدم
آخه یکی بگه در مان کننده ی درد های من کجاست
ای خدا!!!!!!!!!
نوشته شده توسط
علی در
جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت
8:51
( )

یک روز از تولدم
یعنی۳/۳/۸۶ گذشت
من علی صادقی هستم
کاشکی به دنیا نمی اومدم
آخه من طاقت این همه درد ندارم
حال باید دردها را تحمل کنم
چاره ای نیست
ولی ای کاش به دنیا نمی آمدم
آخه یکی بگه در مان کننده ی درد های من کجاست
ای خدا!!!!!!!!!
نوشته شده توسط
علی در
جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت
8:48
( )
سلام

امروز تولدمه ۳/۳/۸۶
من علی صادقی هستم
کاشکی به دنیا نمی اومدم
آخه من طاقت این همه درد ندارم
حال باید دردها را تحمل کنم
چاره ای نیست
ولی ای کاش به دنیا نمی آمدم
آخر در مان کننده ی درد های من کجاست
ای خدا!!!!!!!!!
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ
ــ
نوشته شده توسط
علی در
پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت
16:56
سلام رهگذر.. ( )
سلام رهگذر
خوش آمدی به خلوت این راه خالی از عابر
خوش آمدی به هیاهوی این سکوت بی وقفه
چه لحن خوش آیند ساده ای داری
چقدر خوشحالم
صدایت آشناتر از آشناست ،
باور کن ... دلم تکانی خورد
تو از کدام سپیده طلوع کرده ای که می دانی : برای ظلمت شبهای من ستاره کافی نیست؟
تو موج پر تب و تاب کدام دریائی که باز می دانی :
رکود یکسر این زندگی به دست طوفانیت شکسته خواهد شد؟
نوشته شده توسط
الهه در
پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت
16:0
هاااااااااای ( )
باسلام خدمت دوستای خوبم:۲تاعلی.دینا جون..رویاجون..الهه خانوم
باران جون ویاسمین جون: ۵۴تاوبلاگ دیگم دوس داشتین سربزنین:
www.pasopis.blogfa.com (عاشقانه)![]()
www.soft-ir.mihanblog.com (ََََبزرگترین سایت عکس ازدخترپسرای ایرونی+۱۸)![]()
www.pasopish-music.blogfa.com (مووووووووزیک)![]()
wwww.pasopish-picture.blogfa.com (عکسای باحال)![]()
www.loplopiha.blogfa.com (من واسی خونآشام) ![]()
نوشته شده توسط
الهه در
پنجشنبه سوم خرداد 1386 ساعت
14:28
گناهم چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ( )
&این چه عشقی ست که در دل دارم ( )

این چه عشقی ست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی زمن و در طلبت
باز، کوشش باطل دارم
باز لبهای عطش کرده من
عشق سوزان تو را می جوید
می طپد قلبم و با هر طپشی
قصه ی عشق تو را می گوید![]()
نوشته شده توسط
علی در
چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت
21:50
رویا ( )
توی خواب و توی رویا،رو دلم تو پا گذاشتی
اینجا تو بیداری اما؛دلمو تنها گذاشتی
اومدی با اسب بالدار؛تو شبای بی ستاره
اما پس چرا نگفتی که دلت دوسم نداره
اومدی قدم گذاشتی تو به آرومی تو دنیام
به همون لطافتی که؛گم شدی تو خواب و رویام
اومدی وقتی که شب بود،تو به آرومی کنارم
ولی افسوس وقتی صبح شد من دیدم تو رو ندارم
اومدی مثل یه خورشید با یه نور ارغوانی
اما بی تو تنها موندم، تو بهار نوجوانی
اومدی مثل یه صوفی با نگاهی خیلی ساده
حتی ذره یی نگاهت از سر چشام زیاده
اومدی مثل پرنده روی بوم من نشستی
دل من قفس نبود که؛ پس چرا اونو شکستی؟
اومی مثل کسی که؛ می تونست ترانه باشه
واسه زنده بودن من، بهترین بهانه باشه
اومدی شدی کسی که تا همیشه بهترینه
نوشته شده توسط
رویا در
چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت
21:1
( )
به تو نگاه می کنم
زمانی که گامهایت یکی پس از دیگری
تو را از پیشم می برند در آن
لحظه که قدمهایت به من دست تکان
می دهند و خداحافظی می گویند
در آن لحظه ی رفتن زمانی که دیگر به من نمی نگری
و رخسارت را برای آخرین بار رو به من برمی گردانی تا
تمام خاطراتت را از من بگیری و در کوله بارت بگذاری
در آن هنگام که برق چشمانت وجودم را شعله ور می سازد
زمانی که خاک کوچه بعد از رفتنت یادگاری از قدمهای تو را دارد
زمانی که با رفتنت لحظه لحظه کوچکتر می شوی
زمانی که صدای رفتن تو آزارم می دهد
آن هنگام که آخرین خداحافظ
را گفتی و دیگر ندیدمت
زمانی که به کوچه بدون تو می نگرم
نوشته شده توسط
باران در
چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت
18:23
&خوش به حال آسمون ( )

نوشته شده توسط
علی در
چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت
13:46
غضنفر ( )
غضنفرميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
يه مرغه قرص اكس ميخوره اسرائيليها ميگرنش. دليلش رو ميپرسند ميگن:
اين مرغه همينطوركه راه ميرفته مدام مي گفته: قدس قدس قدس ...
غضنفر زنگ میزنه فلسطین زود قطع میکنه ازش دلیلش رو میپرسند میگه:
می خواستم ببینمهنوز اشغاله یا نه.
غضنفر زن اسرائيلي ميگير... رو تشک حاضر نمیشه!
غضنفر میره مسابقه ی قرآن، سوره ی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده!
نوشته شده توسط
رویا در
چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت
13:26
مشخصات شوهر ایده آل در طی زمان ( )
لیست اولیه :
1-خوش اندام ، زیبا و جذاب باشد .
2-دارای موقعیت شغلی خوبی باشد .
3-شوخ و بذله گو باشد .
4-خوش لباس باشد .
5-قدرشناس باشد .
6-در ذهنش اندیشه های حیرت انگیز و شگفت آور وجود داشته باشد .
7-عاشق خوبی باشد و اهل خیال پردازی باشد .
لیست بازنویسی شده در 32 سالگی :
1-قیافه اش خوب باشد . ( اولویت با کسانی است که دچار کچلی یا کم مویی نیستند )
2-در ماشین را برای خانم باز کند و صندلی را برای خانم از پشت میز بیرون بکشد .
3- به قدر کافی برای خوردن یک شام گران قیمت در خارج از منزل پول داشته باشد .
4- بیش از آنچه حرف می زند ، گوش کند .
5-به لطیفه های خانم بخندد .
6-به راحتی بتواند ساکهای سنگین حاوی مواد خوراکی را حمل کند .
7- در قبال خوردن یک غذای خوب خانگی تشکر کند .
8-تاریخ تولد و سالروز ازدواج را به خاطر داشته باشد .
لیست بازنویسی شده در 42 سالگی :
1-خیلی زشت نباشد .
2-قبل از آمدن من با ماشین راه نیفتد .
3-یک کار ثابت داشته باشد و بتواند حداقل یک بار در سال خرج شام بیرون از خانه را بپردازد .
4-وقتی من حرف میزنم بتواند سرش را ت
